تبليغاتX
15مرداد و همبستگی با کمپین برابری خواهی
جامعه ایرانیان متحد
 
دیروز اهواز میزبان مهندس لطف الله میثمی بود. سازمان دانشجویان و دانش آموختگان استان خوزستان با همکاری نیروهای ملی مذهبی مراسم سخنرانی را با موضوع «اقتصاد نفت در ایران» ترتیب داده بودند.
چند ساعت پیش یکی از دوستانی که مهندس را در پرواز تا تهران همراهی کرده بود زنگ زد و گفت در راه که ایشان را به آپارتمانش درشهرک اکباتان تهران می رسانده شنیده است که سند خانه ی ايشان برای آزادی احمد باطبی در اختيار دادگاه است.
به ياد آوردم كه هفته گذشته که برای آماده كردن تبلیغ این برنامه در اینترنت به دنبال عکسی از مهندس بودم این موضوع را جايي خوانده ام اما در آن شرايط اهمیت موضع برای من قابل تصور نبود. در اين باره میثمی با دلشكستگی گفته است که با درخواست همسر سابق احمد سند را گرو گذاشته و حالا که احمد فرار کرده امکان دارد خانه را از او بگیرند.
كمتر فعال دانشجویی است كه احمد باطبی را دوست نداشته باشد. او نماد نسل جدید مبارزان ایران است. نماد 18 تیر و شاید همه زخم های فروخورده این سالها.
اما نمی شود لطف الله میثمی را بشناسی و روح بلند و انسانیت و مردانگی اش را درک کرده باشی و در برابر این اتفاق همه ایمانت به مبارزه دچار چالش نشود.

Lotf Alah Meysami - مهندس لطف الله میثمی

مهندس براستی یک «مجاهد خلق» اصیل و تمام عیار است. مردی که در مبارزه در زمان شاه هر دو چشم از دست داد و یک دستش هم از مچ قطع شد و پس از انقلاب نيز از زندان بي بهره نبود. اما از پای ننشست و همچنان مبارزه می کند. مجله «چشم انداز ایران» بخش کوچکی از فعاليت های میثمی است.
فرار احمد باطبی به آمریکا و آنچه پس از این می کند و می گوید به خود او ارتباط دارد و بس. اما آنچه قرار است برای مهندس میثمی اتفاق بیفتد به همه انسانهای آزاده و آزادی خواه مربوط است.
همه ما به او بدهکاریم. همه مبارزان راه آزادی ایران . و اگر این دین ادا نشود باورهای من و بسیاری چون من دچار نقصان خواهد شد. از آن زمان كه اين ماجرا را شنيده ام از خود می پرسم نکند که این راه که می رویم به هیچ جایی نمی رسد و همچنان در بند خویشتن خویش گرفتار باشیم؟
نكند همه این مبارزه ها و درد و رنج ها منيتی از سر هوس است. اما امثال میثمی دلم را گرم می كند كه جایی در اين سرزمين همچنان چراغ مردانگی و آزادگی روشن است.

برگرفته از وبلاگ دوست خوبم اشکان
 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:44  توسط زن ایرانی  | 

درود به همه دوستان خوبم

نمی نویسم

نه اینکه تنبلی کنم ، خوب دوستان می نویسند و منم می ذارم تو وبلاگم ،

مدتیه که وقت کم دارم شاید حس انفعال دارم و ناامید از درست شدن اوضاع هستم.

ولی قول می دم که از خونه تنبلی به خونه کارآمد بودن کوچ کنم ولی

اگه اینطور باشم و واقعن کار کنم مرا می کوچانند به سیاهچالها ...

دیگه بهانه خوبی بو د!!!!!!!!!!!!

همه ی شما رو دوست دارم و از مهر همگی تان سپاسگذارم

چون این مسئله تعدد زوحات سیلی بدی به صورت بانوان ایرانی می زنه

فعلت این کاریکاتور رو داشته باشین تا مطلبشو هم بنویسم .

 قربان روی همه ی شما 

فرشته 

........................................................................

 

 

تلاش برای 

 حذف رضایت

 از همسر اول

............................

آمار های افتخار آفرین حکومت اسلامی : بيش از 2 ميليون معتاد، 200 هزار الکلی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:35  توسط زن ایرانی  | 

سرزمینی که در آن فرشته ها به تن فروشی میروند

تلاشهای پسرکی 12 ساله برای نجات مادرش از تن فروشی


امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا «هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!

امين كليه خود را به معرض فروش گذاشته است.اما می گوید تا می بینند بچه ام،پا پس می کشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند:«نه! اینطور نمی شه!»امین می خواهد بداند آیا می تواند کار بزرگتری بکند؟ کاری که مادر فرشته خو و خواهرکش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟

او واقعا" دارد تحقيق و بررسی مي كند كه آيا مي تواند اعضاي بدنش را تك به تك پيش فروش كند؟ و آيا مي تواند به كسي اطمينان كند كه امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضايش را تك به تك به بيماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟و اینکه چگونه مرگی، کمترین آسیبی به اعضای قابل فروشش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 16:59  توسط زن ایرانی  |