تبليغاتX
وبلاگ حمایت از کمپین برابری خواهی - کوچی به جبر
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

واژه کوچیدن الان شده کوچاندن

کوچ کردنها اجباری شده

از زادگاه به جایی که تعلق خاطری به آن نیست

هماره  نسبت به یارانم که در جایی غیر از ایران هستند گفته ام و می گویم

چطور بی ایران

چطور بی شهرهای ایران

چطور بی کوچه پس کوچهای بن بست شهرهامون

شهر من...دوستت دارم

وقتی تو کوچه هایش  راه می روی،

شاخه های پرتقال و نارنگی از بالای دیوار خانه ها خودشان را به رخ هر بیننده ای  می کشند...بوی سر سبزی

بوی ابر

بوی نم و رطوبت

حتی بوی کپکی که از هوای مرطوب اینجا به مشام می رسد ..اوه همه چه زیبایند.. خیلی زیبا.

فکر اینکه یارانم بی ایران چه می کنند کلافه ام می کنند

من ادعایی ندارم که اگر روزی  مجبورم  کنند هرگز تن به کوچ نسپارم،  زیرا می دانم اینانی که به جبر ما را از خانه و کاشانه ی اجدادیمان می رانند ، هیچ از وطن پرستی نمی دانند ..هیچ  نمی دانند.

حالا من قصد کوچ دارم

از این بلاگ

این بلاگ با من و برادرم نازنینم شروع شده  برادر عزیز تر از جانم که قربانی قدرتطلبی  شد..

ادامه این بلاگ در منزلی دگر خواهد

گرچه حاضر به این کوچ نیستم و برخلاف میلم اینکار را می کنم

یارانم ..عزیزترین یارانم اینطور خواستند

این دوستان هستند که به جبر دشمن مرا از خانه ی  برادرم می کوچانند..

به یاد دهه شصت افتادم

آنهمه کوچ

کوچ به دیار ابدی ..کوچ به سرزمینهای همسایه

دلتنگ هستم

آدرسی جدید باید بذارم ولی با خود می گویم شاید بمانم ..کاش بمانم اینجا

کاش..

یارانم

اگر دوست داشتید نوشته ها و دلتنگی های من که در کلمات ساده از قلبم بیرون می آید را بخوانید به این ادرس بیایید .

http://www.alachighe.coo.ir/

فرشته

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 15:3  توسط زن ایرانی  |