تبليغاتX
وبلاگ حمایت از کمپین برابری خواهی - ادامه ....تا برادرم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

بنا به اخبار موثق به زودی 2 نفر به نامهای شهداد فکری فرمانده حوزه مقاومت بسیج جعفر صادق شهرستان جاسک 24 ساله و حسین تیمار از بسیجیان پایگاه مقاومت روستای بهمدی30ساله به جرم قاچاف مواد مخدر و حمل بیش از 600 کیلو تریاک و همدستی با قاچاقچیان به اعدام محکوم شده بودند حکم آنها اجرا شود.عجيبه

وخيلي عجيب خدا مي دونه چرا اينان رو مي كشن ... آيا اينان بدون همدستي ديگر رفقاي خود اين قاچاقها رو انجام مي دادند ؟آيا قرباني مي شوند كه باندي مصون بماند ...اي كاش به اين راحتي خفه نمي كردندشون تا بدونيم اينهمه قاچاق چطور به اين راحتي انجام مي شود ..

 

.....................................

دو تن از اعضاي کمپین یک ملیون امضا به اقدام علیه امنیت ملی در پوشش گروه‌های مدنی اعتراف کردند.

به گزارش «جهان»، دو تن از اعضای کمپین یک ميلیون امضابه نام «ر.ص» و «ه.ع» که به اتهام عضویت در یک گروهک تروریستی طی 2 ماه گذشته باز داشت شده بودند به برخی از اقدامات خود از جمله اقدام علیه امنیت ملی و نظام در پوشش گرو های مدنی اعتراف کردند.

http://www.campaigndarband.blogfa.com/cat-1.aspx

................................................................................

دستور سانسور اخبار دكتر زهرا رسما صادر شد

سایت نوروز: یک منبع آگاه روز پنج‌شنبه به خبرنگار نوروز اطلاع داد که تازه‌ترین ابلاغیه ارسالی دولت به مطبوعات، آنها را از انتشار اخبار و گزارش درباره مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی‌یعقوب، منع کرده است
به گفته این منبع خبری، در ابلاغیه مذکور ادعا شده که مرگ دکتر زهرا به اختلافات خانوادگی مربوط بوده است و برجسته‌سازی آن از سوی مطبوعات و رسانه‌ها مجاز نیست
این ابلاغيه درحالی صادر می‌شود که پرسشها و ابهامات زیادی درباره مرگ دکتر زهرا وجود دارد که با وجود طرح آن در مطبوعات و پیگیری
وكلاي خانواده وی، به آنها پاسخی داده نشده است.........

..............................................................

دارم فكر مي كنم ...

فكر بر اونچه در راه است ..

فكر براي اونچه ما را در بر مي گيرد

فكر براي اونچه براي زنان در پيش است

مي خواهم چشامو ببندم و بنويسم

از خودم

ديروز را مي بينم كه داره مثل ِ پرنده دور سرم مي چرخه

امروز رو مي بينم كه داره چشامو از حدقه در مي آره

و فردا ...و فردا كه با لباسي سپيد با كاسه اي پر از آب روانم .....

روان بر آنچه برايم رقم خورده

باز هم مي نويسم

با چشمي بسته

اونچه در من است

نمي ترسم از اينكه كسي بدونه در درونم چه چيزي پر شده

از اينكه در من خوشي راه گم كرده ..

من در راه گورستان بودم

چي شده ؟

من چرا در بين راه ....مسير عوض كرده ام ...

بگويم چه در من است ؟

تا بعد كه برايتان بنويسم ..

از خودم ..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:28  توسط زن ایرانی  |